السيد الطباطبائي ( مترجم : شيروانى )

201

ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى )

در اين دليل ، تكيه بر آن است كه حقايق خارجى صرافت و محوضت ندارند ، بلكه همواره مشوب و مخلوط با ضمائم و قيود گوناگون مىباشند ، درحالىكه ما صرف از هر ماهيتى را تصور كنيم . ماهيت اگر از هرگونه قيد و خصوصيت و ضميمه مجرد باشد و فقط و فقط خودش باشد ، صرف خواهد بود . به عنوان مثال ، اگر سفيدى به‌گونه‌اى تحقق پيدا كند كه چيزى جز سفيدى نباشد ، هيچ خصوصيت و ويژگىاى نداشته باشد ، نه اختصاص به موضوع خاصى داشته باشد ، نه مكان خاص ، يا زمان خاص و نه هيچ‌چيز ديگرى ، در اين صورت ، صرف سفيدى خواهد بود ؛ و سفيدى با اين وصف هرگز در خارج تحقق پيدا نمىكند . صرف يك ماهيت هرگز متكثر نمىشود صرف يك حقيقت و ماهيت هرگز متكثر و متعدد نمىشود ، زيرا كثرت در صورتى مىتواند در يك ماهيت راه يابد كه قيود و اعراض گوناگونى به آن ماهيت ضميمه گردد تا ميان افراد مختلف آن ، ميز و جدايى و فرق به وجود آيد و به اين صورت ، ماهيت داراى افراد متكثر و متعدد شود . و اگر ماهيتى صرف باشد ، از هر قيد و خصوصيتى مجرد بوده و ميان افراد فرضى آن هيچ امتياز و فرقى نخواهد بود ، و اگر هيچ فرقى ميان دو يا چند چيز فرضى نباشد ، آنها يك چيز خواهند بود ، نه چند چيز . پس صرف از هر حقيقتى هميشه واحد است . وحدت ماهيت صرف ، همراه با عموميت است وحدتى كه ماهيت صرف دارد ، يك وحدت همراه با عموميت است ، يعنى وحدتى است كه همهء افراد گوناگون آن ماهيت را و هرچه از سنخ آن ماهيت است ، دربر مىگيرد . سفيدى صرف ، گرچه يك چيز است ، اما بر همهء سفيدىهاى خاص و متمايز خارجى منطبق شده و همه را دربر مىگيرد . اين دليل شباهت زيادى به دليل دوم دارد ، با اين فرق كه در دليل دوم ، بر روى كليت پاره‌اى از تصورات تكيه شده و اين‌كه ماهيت به وصف كليت در خارج